تبلیغات
مهست
| عمومی ,

اونی که می خواستم دلمو شکست و

چشم روی آرزوم همیشه بست و

پشت مِهِ پنجره مون رها شد

اونی که میخواستم منو تنهام گذاشت رفت!

...

اونی که می خواستم منو برد بهشت و

اسم منو رو سر درش نوشت و

بهونه کرد بازی سرنوشت و

تو شهر رویا ها منو رها کرد

اونی که می خواستم...

زد زیر عشقش که یادش نیاد و

مثل همه آدما بی وفا شد...

اونی که می خواستم چرا تنهام گذاشت رفت...

دلم خواست اینو بنویسم!و دلم خواست بعضی جاهاشو حذف کنم!


نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه 4 خرداد 1385 و ساعت 05:05 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ زیر گنبد کبود...+ من برای سالها می نویسم+ + + + + + + گل عشق= ارکیده+ رازنگهدارترین+ به نام آنکه هر چه دارم از اوست

صفحات: